السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
403
تفسير الميزان ( فارسي )
بوده يا متعرض نسب و سمت و شغل و اسامى و وجه ناميده شدنشان به اصحاب رقيم و ساير خصوصيات ديگر شده بسيار شديدتر از روايات اصل داستان است و دست يافتن به يك جهت جامعى كه نفس بدان اطمينان داشته باشد دشوارتر است . و سبب عمده در اين اختلاف علاوه بر دستبردها و خيانتها كه اجانب در اين گونه روايات دارند دو چيز است : يكى اينكه اين قصه از امورى بوده كه اهل كتاب نسبت به آن تعصب و عنايت داشتهاند ، و از روايات داستان هم برمىآيد كه قريش اين قصه را از اهل كتاب شنيدهاند و با آن رسول خدا ( ص ) را امتحان كردند ، بلكه از مجسمه ها نيز مىتوان عنايت اهل كتاب را فهميد به طورى كه اهل تاريخ آن مطالب را از نصارى و از مجسمه هاى موجود در غارهاى مختلف كه در عالم هست غارهاى آسيا و اروپا و آفريقا گرفته شده و آن مجسمه ها را بر طبق شهرتى كه از اصحاب كهف به پا خاسته گرفتهاند ، و پر واضح است كه چنين داستانى كه از قديم الايام زبان زد بشر و مورد علاقه نصارى بوده هر قوم و مردمى آن را طورى كه نماياننده افكار و عقايد خود باشد بيان مىكنند ، و در نتيجه روايات آن مختلف مىشود . و از آنجايى كه مسلمانان اهتمام بسيار زيادى به جمع آورى و نوشتن روايات داشتند ، و آنچه كه نزد ديگران هم بود جمع مىكردند و مخصوصا بعد از آنكه عده اى از علماى اهل كتاب مسلمان شدند ، مانند وهب بن منبه و كعب الاحبار ، و آن گاه اصحاب رسول خدا ( ص ) و تابعين يعنى طبقه دوم مسلمانان همه از اينان اخذ كرده و ضبط نمودهاند ، و هر خلفى از سلف خود مىگرفته و با آن همان معامله اخبار موقوفه « 1 » را مىكرده كه با روايات اسلامى مىنمودند و اين سبب بلوا و تشتت شده است . دوم اينكه دأب و روش كلام خداى تعالى در آنجا كه قصه ها را بيان مىكند بر اين است كه به مختاراتى و نكات برجسته و مهمى كه در ايفاى غرض مؤثر است ، اكتفاء مىكند ، و به جزئيات داستان نمىپردازد . از اول تا به آخر داستان را حكايت نمىكند ، و نيز اوضاع و احوالى را كه مقارن با حدوث حادثه بوده ذكر نمىنمايد جهتش هم خيلى روشن است ، چون قرآن كريم كتاب تاريخ و داستانسرايى نيست بلكه كتاب هدايت است . اين نكته از واضحترين نكاتى است كه شخص متدبر در داستانهاى مذكور در كلام خدا درك مىنمايد ، مانند آياتى كه داستان اصحاب كهف و رقيم را بيان مىكند ، ابتداء
--> ( 1 ) رواياتى كه سندهاى آنها تا به آخر مىرسد ولى به رسول خدا نسبت داده نشده ، روايات موقوفه گويند .